𝗕𝗮𝗵𝗮𝗿𝗲𝗕𝗮𝗵𝗮𝗿𝗲، تا این لحظه: 20 سال و 3 ماه و 6 روز سن داره
𝗠𝘆 𝘄𝗲𝗯𝗹𝗼𝗴𝗠𝘆 𝘄𝗲𝗯𝗹𝗼𝗴، تا این لحظه: 10 سال و 27 روز سن داره
𝗘𝗫𝗢.𝗟𝗘𝗫𝗢.𝗟، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 22 روز سن داره

•خاطرات دخترِ تابستانی•

:^پاییز از راه رسید:^

و بلاخره پاییز از راه رسید:) پاییز یک شعر است یک شعر بی‌مانند زیباتر و بهتر از انچه میخوانند پاییز، تصویری رؤیایی و زیباست مانند افسون است مانند یک رؤیاست با برگ می‌رقصد با باد میخندد در بازی‌اش با برگ او چشم می‌بندد تا میشود پنهان برگ از نگاه او پاییز میگردد دنبال او، هر سو هرچند در بازی هر سال، بازنده‌ست بسیار خوشحال است روی لبش خنده‌ست مانند یک کودک خوب و دل انگیز است یا بهتر از اینها: پاییز، پاییز است   پاییز، این فصل زیبای سال با غربتش آمده است امروز برگی به زمین افتاد و هرگز به ...
26 شهريور 1398
1926 22 19 ادامه مطلب

♥♥محرم نامه♥♥سال۹۸:)

:))))))))))))))))) سلام دوستان ببخشید این چند روز پست نزاشتم درباره محرم:> سرم شلوغ بود😊 شنبه۹۸/۶/۱۶:شنبه بامامان جونو دختر دایی بزرگه رفتیم زینبیه😊اول من چادر سرم انداخته بودم گفتم حتما دختر خالم و کیمیا جون میندازه رفتیم زینبیه ولی دختر خالم ننداخته بود گفتم عیبی نداره حتما کیمیا جون انداخته:))بامامان و دختر داییم شامو خوردیم رفتیم دسته ببینیم اونجا همه رو دیدم دختر دایی مو دیدم عروسمون دیدم با دخمل خوشملش باران جوونمممم جیگرم منو با چادر دید نشناخت 😅😅💗 داشتیم برمیگشتیم که کیمیا جونو دیدم دیدم اونم چادر ننداخته کفری شدم من همونجا درش آوردم آخه سختم بود ازقبل دوسه باری درآوردم 😂😂😂 بعد کیمیا به شوخی گفت ...
22 شهريور 1398

💖💜آخرین جلسه کلاس زبان💜💖

آه بلاخره کلاسمون تموم شد🤗😊 ایولللل❤💖💖💗💜 دیگه تموم شد ولی تو چن هفته ی دیگه شروع میشهه😭😒 خب تو کلاس هیچ اتفاق خاصی نیوفتاد امین که گفت چرا هدفونتو نیاوردی(اسم دوستم امینه اس بهش میگم امین خخخ)من گفتم تو ماشینه😁 گف اههه واقعا که😒😐 من:😂😂😂 بعدش امینه گوشی آورده بود چن تا سلفی گرفتیم منو صابر (صابره اونیکی دوستم)کیمی(کیمیا🤗)و تینا که اصن ازش خوشم نمیاد چجوری صابر و امین باهاش دوستن نمدونم والاا کلن خیلی خوش گذشت با فرشته و ماریه و دورناو آیدا و صبا نشستیم حرف زدیم صابره و امینه و تینا انور بودن آخر کلاس آقای شیخی اوند گفت از ساعت ۱ نصف شب تا یه هفته فرصت دارین امتحان بدیم اگه خراب کنین یب...
16 شهريور 1398

💖💖لوازم مدرسم💖💖

سلام بچه ها منم بالاخره لوازم تحریرم و کفشمامو گرفتم البته چند تا چیز دیگه مونده بعدا میگرم بریم سراغ عکس ها:)   این کلاسور و دفترمه این دوتا رو گرفتم آخه معلوم نیس چی بگیرم بعدا اول سال میگن😁   این جامدادی و خودکارا و مدادو پاکنمه به علاوه عینکمو پیکسل هام جامدادی و از کندوان گرفتم به عنوان سوغاتی مامی گفت برا امسالت اینم عینکمه💖 با پیکسل هام از قبل داشتمشون قراره سفارش بدم باز بگیرم😁😍 اونیکی پیکسلم پسره آیدوله ولی آیدول مورد علاقم نیست ولی به عنوان فن دوسش دارم اونیکی ماه تولدمه❤😁   این کفشمه دوس داشتم قرمزشو بگیرم ولی سیاه شو داشت ...
14 شهريور 1398

حال و هوای این روزا💗💗

  حال و هوای این روزا پاییزیه هواخیلییی خوبه اینجا تا جایی که من آستین بلند میپوشم(من سرماییم آخرای شهریور پتوی کلفت میدازم روم)😆😅 دیروز رفته بودیم خونه خالم دورهمی بود همه گی جمع بودیم🤗🙂 طبق معمول من زودتر آماده شدم و رفتم بیرون منتظر شدم رفتم تو حیاط و زیر بارون قدم زدم رفتیم خونه ی خالم با دختر خالم یکمی حرف زدمو رفتم یا نوه ی خالم که یکسال ازم کوچکیتر حرف زدم بهم گف فردا امتحان داره یعنی امروز نمیدونم خوب داده یا نه بهش سوال دادم حل کنه اعداد بزرگ میدم میگه سخته ولی راحت بود اول که اومدم نوه ی اون یکی خالم که عشق منه علی جون عشق خاله پرید بغلم گفت خاله بهاره بریم بازی کنیم😊 ...
13 شهريور 1398

باران...چشم هارابایدشست:)

  چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد چترها را بايد بست زير باران بايد رفت فکر را خاطره را زير باران بايد برد‌ با همه مردم شهر زير باران بايد رفت دوست را زير باران بايد ديد‌ عشق را زير باران بايد جست هر کجا هستم٬باشم‌ آسمان مال من است پنجره٬‌فکر٬‌هوا‌٬عشق‌ زمين مال من است چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد چترها را بايد بست زير باران بايد رفت   شاعر: سهراب سپهری امروز تو شهرمون باران اومد هوا از قبلم خنک شد هوا اینجا خیلییی عالیه انگار پاییزه پاییز زودتر بیا... ...
10 شهريور 1398

♡♡__محرم از راه رسید__♡♡

محرم از راه رسید...         ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد، بر دل فاطمه داغ عالم شد. فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم.       بی حسین بن علی احساس پیری می کنم نی که پیری بلکه احساس حقیری می کنم گفت سائل از چه رو محکم به سینه می زنی؟ گفتم از آینه ی دل گردگیری می کنم       عشق یعنی خیمه های سوخته عشق یعنی حاجی بیت الحرام دل بریدن ها وحج ناتمام عشق یعنی غربت نور دوعین عشق یعنی گریه برقبر حسین عشق را گویم فقط در یک کلام یا اباالفضل وحسین و والسلام   😭ت...
10 شهريور 1398